عالیجنابان بیخبر

نورمحمد عسگری: استکهلم

عالیجنابان بیخبر : به این نکته بیاندیشید ، دستگاههای نظامی وانتظامی که مسئول حفظ امنیت میباشند.آیامجاز هستند ثروت های عام  وملی را تبدیل به « تیول خاصه» بکنند . اگر نه .پس چرا ساکت نشسته اید ؟

 هیاهوی انتخابات ودنباله پرجنجالش که جهانی را متوجه ملت ایران نمود، فروکش کرده وهمچون آتشی زیر خاکستر پنهان مانده . واحمدی نژادهم « اگرچه با ترس و لرز» ظاهرا خود را بعنوان رئیس جمهوری ( جمهوری اسلامی) بر مردم سرزمین اهورائی تحمیل نمود. و به منظور جا بازکردن بین ملل هم خود را به جلسه عمومی سازمان ملل  رسانید وبازهم همان نمایش های مهوع سالها را به نمایش گذاشت . ولی این بار دیگربازی هایش رنگ نداشت . وجز چند تن خبرنگار جنجالی هیچ یک از مقامات  ورسانه ها اورا ببازی نگرفتند .وسرافکنده باز گشت .

              اما انچه در نهان و آشکارپیداست  آنکه حاکمیت دوچار اعوجاج درونی شده وبا یک تفرقه عظیم فکری  وعملی روبرواست .  ( آشیخ خامنه ای)  در چنبرفشار قدرت خرد کننده ای که بر افکار واعمال او مسلط است ،    گاهی ( نعل را در آتش میاندازد وزمانی میخ را میکوبد)  . در حالیکه نه آتشی از اوبجای مانده ونه دیگر چکشش  کارگر میافتد . به همین سبب یک پارچگی حاکمیت جمهوری اسلامی با همه ابعادش از هم دریده و هیچ مرجعی قادر به تصمیم گیری نهائی نیست . بگونه ایکه می بینیم  باوجود حضور پر رنگ سپاهیان و نمایش های جورو واجورشان مع الوصف ( آخوند کروبی  و یا موسوی چپگرا) هنوز میتوانند ببازی های از پیش نوشته خود ادامه بدهند . وخواستار حقوق از دست رفتشان بشوند . ویادمان باشد که نه تنها بین حاکمیت ویارانش نفاق افتاده، بلکه امروز دیگرمیان جوانان پرشور وآزادی طلب یعنی صاحبخانه های واقعی ایران  وموسوی وکروبی هم جدائی فکریشان آشکار گردیده  .زیرا صاحبان خانه حقوق ملی و هویت اهورائی خودرا میطلبند و اعتنائی به رای و انتخابات وخواست گروه همراه موسوی و کروبی ندارند .بلکه  باخردگرائی وآرامش بسوی تغییرروشی میروند که سیر طبیعی را به کشور باز گرداند .

          اما در میان آش بی نمکی که گروه های طرفدار حاکمیت ، ولی متفرق ازهم، روی اجاق دارند  وهرکدام هم موش مرده ای در آن آش انداخته و خود را شریک میشمارند .ومنتظر بهره برداری از ان هستند.  گروه هائی با تبلیغات فراوان  و پر سرو صدا میخواهند   به  مردم داخل ایران بگویند که   حاکمیت  با طرح  و برنامه سپاه پاسداران و دستگاه کامل (نظامی – امنیتی) و پشتیبانی سرویس های مخفی و راهنمائی های تشکیلات امنیتی ( شوروی  و چین )بر کشور مسلط هستند  وبه همین جهت هم خامنه ای وحلقه همراهش  زیر نفوذ سران سپاه قرار گرفته اند وناگزیراز اجرائ فرامین سپاه میباشند  . ونشان میدهند که نمونه بارزو حرکت نمایشی این حاکمیت جدید هم . با وجود تمام گفتگو ها   و   کنکاش هائی که  وسیله رفسنجانی با  دستیاری سیمرغ و طرفدارانش علیه خامنه ای انجام گرفت ، همان بود که عاقبت منجر به  تشکیل ( جلسه بی رونق )مجلس خبرگانی شد که بدستور فرماندهان سپاه و توصیه احمدی نژاد وپاره ای مقامات امنیتی از ما بهتران  یکپارچه « ولایت خامنه ای» را تائید کردند و آب هم از آب تکان نخورد . و« رفسنجانی» هم  پس از آنهمه بند بازی ها وحضور غیاب ها، ساکت ومات به خانه اش رفت  وخبرگان هم بدستور خامنه ای که امروز دیگر مسلم شده تائید و همراهی دستگاههای امنیتی واطلاعاتی از ما بهتران را پشتیبان خود دارد ، در بیانیه اش با تائید ریاست جمهوری احمدی نژاد آب سردی روی سر رئیس مجلسش ریخت وعملا اعضاء خبرگان به مقام ریاست  نشان دادند که با نظرات او  ویاران پیدا وپنهان همراهش دیگر هم اهنگی ندارند ، بلکه روشی را که روسیه و چین انتخاب کرده اند می پسندند ،  که همین امرهم زمزمه تغییراتی رادرسیستم بر سر زبانها انداخته است .

        اگر در گردونه تاریخ به این گونه سرنوشت ها نگاهی بیاندازیم ، مشاهده میکنیم که سی سال در راس چنین حاکمیتی بودن وخون بدل مردم کردن  خود روزگار درازیست وبرای آخوندک جلنبری بنام کوسه که امروز هم به ثروت رسیده و هم به مکنت ،عاقلانه است که کنار بنشیند  ومنتظر سرنوشتش باشد . تا معلوم گردد که بالاخره مردم حقیقی ایران بدون انتظار کمک بیگانگان در باره او وسایر هم پالکی هایش که ملتی را به سیاه بختی کشیده اند و کشوری را زیر نفوذ دو قدرت ستمگر نگاه داشته اند  چه تصمیمی خواهد گرفت

           در عین حال گروهی در خارج از ایران  که ظاهرا خود را مستقل از هردارو دسته ای معرفی میکنند  ولی عملا باد به چادرسبز جناب خاتمی و موسوی میزنند . هنوز هم میکوشند که به ایرانیان خارج این طور تفهیم نمایند که  خاتمی وموسوی  وکروبی در جهت حفظ حقوق مردم کوشا هستند و همینکه مقابل حاکمیت ایستاده اند .کافی است که مردم تسلیم نظرات انها بشوند و در لفافه همین نظریه به مردم میگویند ( رژیم ولایت فقیه) مناسب ترین رژیمی است که برسرکار میباشدو دنباله همین مفاهیم هم میگویند که هرگاه رژیم آخوندها و ولایت فقیه  بر کنار بشود  در کشور هرج و مرج ایجاد خواهد شد . پس بهتر است که با جابجائی پاره ای شخصیت ها حضور و  وجود ولایت راپذیراگردیم  .

            اما با توجه به حضور کمیته ویژای که از (سپاه – احمدی نژاد –  خاندان خامنه ای – ومقامات امنیتی از ما بهتران ) تشکیل شده  و با نظری که مجلس خبرگان زیر نفوذ قاطع این کمیته  در باره خامنه ای ودوران ولایتش اعلام نمود ، و با تائید یکپارچه از ریاست جمهوری  احمدی نژاد . دیگر داستان حضورخاتمی و موسوی  وکروبی در صحنه ودوران قدرتمداری طرفداران سیمرغ کهنه شده . وبا گذشت زمان معلوم شده  که انها هم دست مایه بازیگری تشکیلات امنیتی پس پرده ای بوده اند که توانستند گروهی از جوانان دختر و پسر را به صحنه انتخابات بکشند . اما. آنطور که مشاهده میشود  کمیته خیلی قدرتمدارانه تر از انها « ولایت فقیه » را سرپا نگاه داشت .

                اگر تاریخ را ورق بزنیم وروزهای اواخر حاکمیت قاجارها را بررسی کنیم که جنگ پنهانی برسر قدرت بین روسها وانگلیسها ایران را بکلی در فقرو فاقه و نکبت فرو برده بود و گاهی افسران روس فرماندهی را بدست میگرفتند  وزمانی فرماندهان نظامی انگلیس بر سرنوشت کشور مسلط میشدند . متوجه خواهیم شد که امروز بیگانگان با چه ابعاد وسیعتری برحیطه حاکمیت ایران چنگ انداخته اند .وچگونه با دست مشتی انیرانی بی مقدار همه عزت واحترام و ثروت ومکنت و آقائی وهویت ایرانی را زیر سوال برده اند .و در این حیث وبیص بیمقداران فرصت طلب منفعت خواه بازهم چشم به  امریکا – ویاانگلیس – روس – واینباربه چین هم دوخته اند تا پیامبران انها برای سروری  وآقائی ملتی را در اسارت خود بگیرند و ثروت وهویتش را به یغما ببرند .

             یعنی یکبار دیگر سرنوشت ملت ایران سر بزنگاه قرار گرفته است . آیا باید دوباره منتظر باشیم تا  «محمودافغانی» از راه برسد وتاج پادشاهی  را از دستهای لرزان «سلطان حسین درمانده وعاجز»برباید  .تا ملتی را در اسارت راهزنان بی هویت نگاهدارد ،   ویا انکه  یکبار دیگر« نادری»سر بر خواهد داشت و  (لجنه ای از بزرگان ایران) را در برهوت کویر فراخواهد خواند تا با رای جوانانش ملتی را از مذلت وخاکستر نشینی بدست قزلباشها رهائی بخشد .ویاآنکه بالاخره « ملت جوان و زجر کشیده ایران » خود تصمیم خواهد گرفت که عنان کشور تاریخیش را از چنگ «انیرانی»های حریص بیرون بیاورد . وسرزمینش را دوباره مامن امن وآبادانی نماید . و یکبار دیگر این «موزائیک رنگین» اقوام را از چنگ تنگ نظران  بی آزرم رهاکند وباز مجال زندگی ارام وآزاد را برای همگان فراهم آورد .و در سرزمین گل وبلبل نوای موسیقی وبیان شعر وادب فراگیر بشود .

           دقت کنید، تصورم اینست که ما در جهان جزء معدود ملت هائی هستیم که بعلت وجود موزائیک اقواممان در پهن دشت ایران گهگاه دوچار کشمکش هائی در درون گردیده ، یعنی ما مردمی هستیم که هرازچندگاهی مورد تهاجم های فرهنگی قرار گرفته ایم .چه از درون  یعنی از ناحیه پاره ای اقوام ایرانی وبعضی اوقات هم از خارج ،وسیله بیگانگان ، که بزرگترین آن  هم حمله« فرهنگ ستیزعرب» بوده است ، که متاسفانه آثارش همچنان در بطن جامعه ما باقی مانده. وملت بزرگی را از«متون و بطون» دوچارآشفتگی و فروپاشی کرده است . و همین گردن نهادن به قید ایدئواوژی عرب ها و سر بزیر افکندن وباصطلاح روی به تقیه آوردن ، امروز مارا چنان زارو ذلیل کرده که تن به بندگی ( روسیه ویا چین ) واحتمالا فرزندان ناخلف آنها یعنی (کمیته  احمدی نژاد – سران سپاه پاسداران – حلقه یاران خامنه ای ) هم خواهیم داد

          یادمان باشد که امروز جهان تبدیل به یک دهکده شده ، وهمه مردم جهان از حال  وروز یکدیگر مطلع هستند  وبه تحقیق دیگر دوران سر بر آوردن قلدران نظامی تمام شده .که فکر کنیم  حضور سپاه پاسداران میتواند حاکمیت را در ایران تبدیل به حکومت دوران تیمور لنگ بنماید . و خود را مالک الرقاب بشناسد

          در اخر مقال میخواهم که توجهتان را به یک نکته بسیار حساس جلب کنم ، روزی که خمینی وارد کشور شد. از بیخبری وهرج ومرج  و نا آگاهی عمومی حد اعلای استفاده را نمود ، برای رسیدن به مقام خلیفه گری روی بسوی گروه هائی آورد که با تمام حرص و ولع خواستار چپاول  وغارت ثروت ملی بودند . به همین سبب اواجازه تشکیل  بنیادها را صادر کردو غارتگران طماع هم با تکیه بر (اصل جعل شده یک نظریه فقهی) به تاراج اموال مردم پرداختند. و حقوق خصوصی و مالکیت مردم  راسلب کردند . اما هرگز جرئت نیافتند که اموال ملی و ثروت های عامه رادر چنگ  خود بگیرند ومدعی مالکیت انها باشند

        ولی میبینیم که، در دوران خلیفه دوم ( خامنه ای) غارتگرانی در پناه اموزش مقامات امنیتی بوجود امده اند ، که دیگر تاراج اموال مردم تکافوی ولع انها را نمیکند . بدین سبب دست به چپاول اموال عمومی گذاشته اند . وبتدریج ثروت یک کشوری را در قباله مالکیت خود درآورده اند که در تاریخ اقتصادی واجتماعی جهان بیسابقه است . از ان جمله  دست اندازی سپاه پاسداران  به منابع ثروت های عام  کشور. مثل (تشکیلات مخابرات – بنادر اختصاصی و گمرکات خاصه-  منابع نفت  وگاز) که جزء اموال و ثروت های عمومی هر کشوری محسوب میشود. وشناسنامه ملکیت عام کشوری  راداراست   و هیچ ارگانی درهیچ مملکتی حق ندارد آنها رابه مالکیت وحیطه تصرف خصوصی در اورد .ولی در ایران ما چون دولت برخاسته از میان مردم وجود نداردتا  حفاظت ازثروت های عام کشور راوظیفه خود بداند  . زورگویان غیر مسئول  به دست اندازی به ثروت های ملی پرداخته و انها را تبدیل به « تیول خاصه » نموده اند. و بدون اجازه ازملت حقوق عامه را مورد تجاوز قرارداده .

فکر کنید، ثروت های«ملی » متعلق به چه کسانی است . وچگونه باید ملتی از« ثروت  وهویت» خود پاسداری نماید ؟

 

 

No Comments Yet.

Leave a comment

You must be Logged in to post a comment.