گزارش تاثیر تمت
زدن ها بر روند دمکراسی
بیش از سی سال از استقرارجمهوری اسلامی در ایران می گذرد.
در این مدت نیروهای اپوزیسیون و فعالان حقوق بشرایرانی
درخارج از کشور همواره تلاش کرده اند تا ازطریق اعتراض به
نقض حقوق بشر و اعدام های گسترده در ایران، این وضعیت را
به گوش دولتمردان و شهروندان کشورهای میزبان برسانند.
برگزاری تظاهرات و گردهم آئی ها در شهرهای بزرگ اروپا و
آمریکا از جمله معمول ترین این اقدامات بوده است. با این
که خواست فعالان حقوق بشری و سیاسی داخل ایران، باتوجه به
زندگی ایرانیان درکشورهای دموکراتیک اروپا و آمریکا،
همواره همکاری و هماهنگی میان آنها در انعکاس گسترده
ترصدای اعتراض داخل کشور درجهان بوده و نیز باوجود اذعان
اغلب گروه های خارج کشور نسبت به این امر، اما به جز
مواردی اندک، نه تنها این هماهنگی و یکپارچگی بوجود نیامده،
بلکه بازار تهمت و افترا به یکدیگر نیز در اشکال گوناگون،
برای نمونه همکاری با جمهوری اسلامی در گذشته و حال،
حمایت از حکومت پادشاهی و پشتیبانی از اصلاح طلبان در
ایران رواج داشته است. گاه این تهمت زدن ها به گونه ای
صورت گرفته که موجب دلسردی برخی از فعالان و حتی منزوی
شدن آنها شده است.
دراین زمینه انتقادهای زیادی نیز مطرح شده که با وجود
خفقان، سرکوب، زندان، شکنجه، تجاوز و اعدام های گسترده ی
معترضان در ایران، برخی از گروه ها و افراد درخارج کشور نه
تنها هنوز نتوانسته اند اقدامات و حرکات مشترکی برای
انعکاس این خبرها در سطح جهان داشته باشند، گاهی با زدن
تهمت های ناروا به یکدیگر، موجبات دلسردی مردم عادی را نیز
در پشتیبانی ازحرکات اعتراضی علیه نقض حقوق بشرترتیب داده
شده از سوی این گروه ها فراهم می کنند.
تهمت زدن به افراد دامنه وسیعی
دارد وگاه نویسندگان وپژوهشگران را نیز در بر میگیرد.
نورمحمد عسگری حقوق دان،پژوهشگر و نویسنده ی ساکن
استکهلم از جمله ی این افراد است .
او در گفتگوئی با ما عنوان
میکند که با وجود زندانی بودن وتحمل شکنجه های سخت و
مصادره اموالش توسط جمهوری اسلامی، با این که در طول سال
های طولانی اقامتش در سوئد یک بارهم به ایران سفر نکرده،
وبا وجود نوشتن کتاب های متعدد سیاسی – تاریخی از جمله
کتاب افشاگرانه تشیع سرخ، از سوی برخی از ایرانیان جمله
به همکاری با جمهوری اسلامی متهم شده است .
نورمحمد عسگری در دهه ی 1980
میلادی در افشای فروش پنهانی اسلحه توسط بوفوش ، سازمان
تسلیحاتی سوئد به ایران در زمان نخست وزیری اولف پالمه
نقش بسیار عمده ای داشت . او برای این افشاگری ها همکاری
های نزدیکی نیز با شبکه ی اول راویو سوئد داشت .
در این زمینه روزنامه ی افتون
بلادت در شماره روز پنجشنبه 19 مارس سال 1987 خود در
مقاله ای با عنوان « کسی میخواست مرا ساکت کند » مصاحبه ای
با نورمحمد عسگری انجام داد . نورمحمد عسگری در این
مصاحبه گفت که پس از افشاگری پیرامون فروش اسلحه به
ایران ، افرادی وی را مورد تهدید قرار دادند که موضوع
فروش پنهانی اسلحه به ایران را دیگر دنبال نکند .
چند روزقبل از چاپ این مقاله
روز شنبه 14 مارس 1987 روزنامه داگنس نی هتر نیز در
مقاله ای با عنوان تهدید های جدی از سوی افراد ناشناس
به افشاگری پیرامون فروش اسلحه به ایران پرداخت واز
جمله نوشت که دلائل این معامله ،رئیس انجمن صلح و حکمیت
سوئد ویک روزنامه نگار که این مسئله را دنبال کرده
مورد تهدید یک سازمان قدرتمند قرار گرفته اند .
در همین صفحه روزنامه داگنس نی
هتر مقاله ای نیز در مورد وام 200 میلیون دولاری محمد
رضا پهلوی ، شاه وقت ایران به بانک مرکزی سوئد به چاپ
رساند . در این مقاله ، رئیس وقت بانک مرکزی سوئد
دریافت این وام سنگین را که
سال ها پنهان نگاهداشته شده بود تائید کرد Krister
Wikman
به نوشته روزنامه داگنس نی
هتر این وام بزرگ در ژانویه سال 1974 توسط شاه ایران
پرداخت گردید و بین سللهای 1975 تا 1981 که رژیم خمینی
برسرکار بود تسویه شد
نورمحمد عسگری از جمله
آگاهان و نیز افشاگران این موضوع نیز هست . با او در
این زمینه گفتگوئی داریم که در یکی از برنامه های آینده
ی پژواک خواهید شنید . این گفتگو به زودی وپیش از پخش
از رادیو در سایت پژواک قرار داده خواهد شد